الشيخ المحمودي ( مترجم : جمشيد نژاد ، بينش )
108
عبرات المصطفين في مقتل الحسين ( ع ) ( سرشك خوبان ) ( فارسى )
پنهانى به كوفه وارد شد . پس از آن كه شيعيان آمدند و با وى بيعت كردند ، خطاب به امام حسين عليه السلام نوشت : « من به كوفه وارد شدهام و تا كنون كه اين نامه را مىنويسم ، هجده هزار تن با من بيعت كردهاند . بشتاب و بيا كه هيچ مانعى در راه حكومت مانيست . » امام عليه السلام پس از مشاهدهء نامههاى فراوان كوفيان و نيز نامهء مسلم ، تصميم رفتن به كوفه را گرفت . « 1 » نامهء امام به محمّد حنفيه امام حسين عليه السلام از مكّه خطاب به محمّد حنفيه چنين نوشت : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، از حسين بن على به محمّد بن على و كسانى از بنىهاشم كه نزد او هستند . امّا بعد ، هر كس به من بپيوندد به شهادت خواهد رسيد و هر كس هم سر باز زند ، روز خوش نخواهد ديد ! والسّلام » « 2 » چون مردم دريافتند كه امام حسين ( ع ) آهنگ عراق كرده است ، عواطف جماعتى از دوستان و هواداران خاندان پيامبر ( ص ) به جنبش آمد و هر كدام طبق نظر و خواست خودش به ديدار حضرت رفت و نيّتش را با او در ميان نهاد . عبداللَّه بن عبّاس نزد حضرت آمد و گفت : « تو را به خدا سوگند ! مبادا فردا تباه شوى و نابود گردى ! به عراق مرو و اگر از رفتن ناگزيرى تا پايان مراسم حجّ بمان و با مردم ديدار كن و نسبت به انگيزههاشان آگاه شو و آنگاه تصميم بگير . » امّا امام اصرار بر رفتن به عراق داشت . ابن عبّاس گفت : « به خدا سوگند ! يقين دارم كه فردا همانند عثمان پيش روى همسر و فرزندانت كشته خواهى شد . به خدا سوگند ! مىترسم تو كسى باشى كه او را به قصاص عثمان بكشند . إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . » امام عليه السلام فرمود : « اى ابن عبّاس ! تو
--> ( 1 ) - الأخبار الطّوال ، 243 . البداية والنهاية ، 8 / 159 . چون نامهء مسلم به حضرت امام حسين ( ع ) 27 روز پيش از شهادتش ارسال شده است ، ناگريز بايستى تاريخ وصول آن به حضرت در 20 ماه ذى القعده بوده باشد . ( 2 ) - كامل الزّيارات ، ابن قولويه ، جعفر بن محمد ، 75 .